الشيخ فاضل اللنكراني

86

اخلاق فاضل (فارسى)

شايد اين اشكال به ذهن شما برسد كه وقتى ارادهء تكوينى خداوند متعال به چيزى تعلق گرفت ، آن چيز لامحاله بايد تحقق پيدا كند و ديگر تفكيك اراده از مراد ، محقّق نخواهد شد ! در پاسخ مىتوان گفت : نكته‌اى كه هم در اين روايت و هم درآيه تطهير وجود دارد ، اين است كه فعل اهل بيت ( ع ) و فعل من و شما متعلق ارادهء تكوينيه خداوند نيست ؛ بلكه آنچه متعلَّق اراده تكوينيه خداوند متعال است ، عمل خود خداوند است . آيه شريفه نمىفرمايد : « يُريدُ اللَّهُ لِيَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ » ، بلكه مىفرمايد : ( لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ) ، « اذْهابْ » ، فعل الهى است و در ( يُطَهِّرَكُمْ ) ، اين « مطهِّريت » ، عملِ خود خداوند است . اراده تكوينى ، به فعل الهى تعلق گرفته است ، نه اينكه به نماز خواندن من تعلق گرفته باشد ؛ چراكه اگر اراده تكوينيه به نماز خواندن من متعلّق شد ، من ديگر قدرت ترك نماز را نخواهم داشت . « 1 » والسلام عليكم و رحمهء الله و بركاته

--> ( 1 ) . نكته ديگرى كه بايد به دقت متوجه آن بود اين است كه ارادهء تكوينى كه به معناى خلقت و آفرينش است در اينجا به معناى مقتضى است نه علت تامه تا موجب جبر و سلب اختيار گردد . توضيح اين‌كه : مقام عصمت به معناى يك حالت تقواى الهى است كه به امداد پروردگار در پيامبران و امامان ايجاد مىشود اما با وجود اين حالت ، چنان نيست كه آنان نتوانند گناه كنند ؛ بلكه قدرت اين كار را دارند و با اختيار خود از گناه چشم مىپوشند ؛ درست همانند يك طبيب بسيار آگاه كه هرگز يك مادهء بسيار سمى را كه خطرات جدى آن را مىداند نمىخورد با اين‌كه قدرت بر اين كار دارد ؛ اما آگاهيها و مبادى فكرى و روحى او سبب مىشود كه با ميل و ارادهء خود از اين كار چشم بپوشد . اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه اين تقواى الهى موهبت ويژه‌اى است كه به پيامبران داده شد نه به ديگران ، ولى بايد توجه داشت كه خداوند اين امتياز را به خاطر مسئوليت سنگين رهبرى به ايشان داده است ؛ بنابراين امتيازى است كه بهرهء آن عايد همگان مىشود و اين عين عدالت است ؛ درست مانند امتياز خاصى است كه خداوند به سلول‌هاى چشم داده كه تمام بدن از آن بهره مىگيرد ، از اين گذشته به همان نسبت كه پيامبران امتياز دارند و مشمول مواهب الهى هستند مسئوليتشان نيز سنگين است و ترك اولاى آنان معادل گناه بزرگ افراد عادى است و اين مشخص‌كنندهء خط عدالت است . نتيجه اين‌كه : اين اراده يك ارادهء تكوينى است در حد يك مقتضى ( نه علت تامه ) و در عين حال نه موجب جبر است و نه سلب مزيت و افتخار . ( همان ) ر . ك : كتاب‌هاى ديگر مانند كتاب : چهره‌هاى درخشان در آيهء تطهير ، نوشتهء حضرت آيهء الله العظمى فاضل لنكرانى .